ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)
42
لمعات الهيه (فارسى)
ثانيه ، و بواجب بالغير همه انحاء عدم معلول مسدود و ممتنع نمىتواند شد ، خواه واحد باشد و خواه متعدد ، خواه متناهى باشد و خواه غير متناهى . زيرا كه از جمله انحاء عدم معلول عدم آن معلول است بانعدام علت او ، و بر همه علل اگرچه غير متناهى باشند بر تقدير انحصار سلسله در ممكنات عدم جايز است به حكم مقدمه ثالثه ، پس عدم معلول جايز مىباشد با عدم همه سلسله ، پس سلسله و هيچيك از آحاد سلسله واجب نمىباشند ، پس ممتنع الوجود مىباشند ، و حال آنكه مفروض اين است كه موجودند . پس بايد علت موجبه واجب بالذات باشد ، و به او سلسله منقطع مىگردد ، و واجب الوجود بالذات ثابت مىشود . و حاصل برهان آنست كه : هرگاه واجب الوجود بالذات موجود نباشد لازم مىآيد كه شيئى از اشياء موجود نباشد ، و عالم وجود بعالم عدم مبدل گردد و لازم بالضروره محال و بطلان او مستغنى از بينه و برهانست ، پس بايد واجب الوجود بالذات موجود باشد و اين معنى عين مدعا است . تنبيه " [ تقرير برهان سوم بر واجب الوجود ] از تقرير اين برهان ، به اين نحو از بيان ، بطلان و محاليت تسلسل نيز ظاهر و عيان گرديد ، بطلان آن ، مستلزم بطلان دور است ، زيرا كه هردورى مستلزم تسلسل است چنان كه سابقا مذكور گرديد ، و بيانش نيز به نحوى از تفصيل گذشت . سوم برهانيست كه آن نيز ، موقوف بر بطلان دور و تسلسل نيست ، تقريرش آنست كه : هرگاه واجب الوجود بالذات متحقق نباشد لازم مىآيد ترجح بلا مرجح لازم فطرى الاستحاله و بديهى البطلان بلكه خلاف فرض و تناقض است ، چنان كه سابقا مذكور گرديد ، پس ملزوم نيز باطل خواهد بود ؛ بطلان آن نيز ، مستلزم وجود واجب الوجود بالذاتست . بيان ملازمه آنست كه از بطلان اولويت ذاتيه معلوم گرديد كه نسبت ذوات ممكنات وجود و عدم مساويست ، پس همچنانكه ترجح وجود ممكن بر عدم ممكن ، به اعتبار وجود مرجح خارجيست ترجح عدم ممكن بر وجود آن ممكن نيز باعتبار عدم مرجح خارجست از اينجاست كه گفتهاند : وجود علت ، علت وجود ممكن ، و عدم علت وجود ممكن ، علت عدم ممكن است ، و بر تقدير عدم تحقق واجب الوجود بالذات ، سلسله